English-to-Persian

Search for glossary terms (regular expression allowed)
Term Main definition
or nearest offer (o.n.o)
یا نزدیکترین قیمت
opportunity cost
هزینه فرصت
operating profit
سود عملیاتی
operating expense
هزینه فعالیت
open-end mortgage
رهن بدون سررسید
open policy
بیمه نامه باز
open order
سفارش آزاد
open market
بازار آزاد
open learning
آموزش از راه دور، آموزش مکاتبه ای
open end mortgage
رهن باز
open end lease
اجاره بلند مدت باز (قرارداد مبتنی بر پرداخت اضافی متناسب با تغییر در ارزش ملک به هنگام باز گرداندن آن به موجر)
open cheque
چک سفید
open check
1-چک نقد شدنی( که به حساب خوابانده نمی شود)2- چک سفید
open account
حساب باز
open a bank account
افتتاح یا گشایش حساب بانکی
Image
فارسی English Turkish Russian