English-to-Persian

Search for glossary terms (regular expression allowed)
Term Main definition
lump sum
پرداخت یکجا
lump
شمش
luggage
بار، توشه، جامه دان
lt?long ton
LP? limited partnership
lower than expected
کمتر از حد انتظار
low-price
ارزان قیمت، مقرون به صرفه
low-grade
رده پایین، بی کیفیت
low-end
نازلترین، ارزان ترین
low-cost
ارزان قیمت، کم هزینه
lost time
زمان از دست رفته
loss ratio
نرخ خسارت (درصد خسارت نسبت به حق بیمه های مربوط به عملکرد سالی که این خسارتها در جریان آن اتفاق افتاده اند.)
loss adjuster
کارشناس تعیین خسارت،ارزیاب بیمه
Loss
ضرر
lorry
کامیون
Image
فارسی English Turkish Russian