English-to-Persian

Search for glossary terms (regular expression allowed)
Term Main definition
carriage
حمل (از طریق خشکی یا هوا)، ترابری
carr.pd.? carriage paid
cargo handling
تخلیه و بارگیری کالا
cargo
بار، محموله دریایی، بار کشتی
careless storage
انبار کردن توام با بی دقتی
care of (c/o)
بوسیله... ، برسد به دست
cards law
قوانین مربوط به کارتها
card holder
دارنده کارت
car maker
خودرو ساز
car loan
وام خودرو
car components
قطعات خودرو
captans bill of lading
نسخه ای از بارنامه دریایی که نزد کاپیتان می ماند
captan
ناخدا، کاپیتان، فرمانده کشتی
capitans bill of lading
نسخه ای از بارنامه که نزد کاپیتان کشتی میماند.
capitalization
سرمايه سازى ،سرمايه گذارى ،جمع اورى سرمايه ، تبدیل به سرمایه کردن
Image
فارسی English Turkish Russian