English-to-Persian

Search for glossary terms (regular expression allowed)
Term Main definition
base effect
اثر باز
barter
تهاتر
barge carrier
کشتی های حمل کننده دوبه
barge
دوبه ، بارج (شناوری که اغلب فاقد موتور بوده و توسط یدک کش برای برای حمل اشیای بزرگ یا بار زیاد استفاده می شود.)
bargain hunter
ارزان جو( کسی که به دنبال خرید اجناس ارزان قیمت است)
bargain
دادوستد
bar silver
شمش نقره
bar graph
نمودار میله ای
bar gold
طلای بصورت شمش
bar chart
نمودار میله ای
bar
میل، میلگرد
bankruptcy order
حکم ورشکستگی
bankruptcy
ورشکستگى
bankrupt
ورشکسته
banking house
بانک
Image
فارسی English Turkish Russian