انگلیسی به فارسی

Search for glossary terms (regular expression allowed)
Term Main definition
Bank transactions
معاملات بانک
bank teller
کارمند بانک، صندوقدار
Bank statement
صورت حساب بانکی
bank reciept
قبض پرداخت بانکی
bank rate
مظنه رسمی تنزیل که توسط بانک مرکزی تعیین میشود
bank official
مامور بانک، کارمند بانک
bank manager
مدیر بانک
bank loan
وام بانکی
bank interest
بهره بانکی
bank holding company
شرکت هولدینگ بانکی
bank guarantee
ضمانت بانکی
bank employer
بانکدار، رییس بانک، کارمند ارشد بانک
bank draft
حواله بانکی، چک بانکی
bank discount
تنزیل بانکی، تخفیف بانکی
bank debt
بدهی بانکی
Image
فارسی English Turkish Russian