İngilizce‑Farsça

Search for glossary terms (regular expression allowed)
Term Main definition
entrepreneur
کارآفرین
entrepot
بندر ترانزیت کالا، مرکز یا انبار ترانزیت کالا
enterprise zone
شهرک صنعتی، منطقه تجاری
enterprise
1- بنگاه یا موسسه مالی 2- سرمایه گذاری، دادو ستد، بازرگانی
enter into an obligation
مسئولیتی را بر دوش گرفتن
endowment
وقف، بخشش
Endorsement
1- ظهر نویسی، پشت نویسی، ظهر نویسی کردن2- الحاقیه
endorse
پشت نويسى کردن ،ظهر نويسى کردن، جيرو کردن
end-user
مصرف کننده نهایی
end user
مصرف کننده نهایی
End use
مصرف نهایی
end product
محصول نهایی
end of year
پایان سال مالی
end consumer
مشتری نهایی، مصرف کننده نهایی
emporium
مرکز تجاری، بازار بزرگ
Image
فارسی English Turkish Russian